العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
238
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
در دوزخند جز مگس عسل و همه را در ذباب ناميده و ظاهر اينست كه بايد همه را در آن فرو كرد جز مگس عسل كه مايه كشتن او گردد . و در شفاء الصدور و تاريخ ابن نجار است با سند كه بر تن پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و جامهاش هيچ مگس نمىنشست . مگس ناداناتر آفريده است كه خود را بنابودى كشد و غرقه كند . و گفته : پشه معروف همان فسافس باشند كه از نفس گرم پديد شوند و از بس بآدمى عاشق است چون بوى او را شنود خود را بر او افكند و در حديث طبرانى است بسندى خوب از ابى هريره كه اين دو چشمم ديدند و اين دو گوشم شنيدند كه رسول خدا هر دو دست حسن و حسين عليه السّلام را گرفته بود و دو پايش روى دو پاى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بودند و پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله ميفرمود : « حزقه ، حزقه ، ترقّ عين بقة » آن پسر بچه بالا ميرفت تا دو گام بر سينه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله نهاد آنگه به دو فرمود دهانت را باز كن و آنگه او را بوسيد و فرمود : هر كه دوستش دارد دوستش دارم ، بزار هم با برخى از اين الفاظ آن را روايت كرده . حزّقه يعنى ناتوان كه گام نزديك هم نهد ، اين را بر سبيل شوخى و انس به او فرمود : و عين بقّه كنايه از ناتوانى چشم است يعنى چشمت چون چشم پشه است و از تاريخ ابن نجار است كه از ابن نباته كه شنيدم على بن ابى طالب عليه السّلام در خطبهاش ميفرمود : آدميزاده را پشهاى آزارد عرقى بگند آرد و يك گلوگيرى بكشد ( حياة الحيوان 1 : 11 ) و گفته : زنبور را دبر گويند و مگس عسل را هم بسا زنبور خوانند و جمعش زنابير است و دو رسته است كوهى و دشتى ، كوهى در كوه نشيمن كند و بر درخت زندگى كند و رنگش بسياهى زند و آغاز آفرينشش كرمى است تا بدين صورت درآيد و در خاك خانه سازد چون خانه زنبور عسل و چهار در به سوى چهار باد براى آن بسازد و نيشى دارد كه با آن بگزد و خوراكش ميوه و گل است و نرش بزرگتر